2/18/2008

کاما کجاست؟

سلام. بالاخره با کمک لوا بعد از یک سال دیشب موفق شدم نرم افزارم را فارسی کنم و حروف پ و ژ را روی صفحهء کلید پیدا کنم. خیلی ذوق کردم. گفتم یک پست فارسی بنویسم ببینم چه احساسی داره!

پسر بزرگتر من که هم سحرخیزه و هم برعکس من و برادرش صبح ها خیلی سرحال و هوشیاره (کاما کجاست؟) امروز صبح با دیدن من پشت میز و در حال کار باز حرف زدنش گرفته بود. میخواست از آسمون و ریسمون حرف بزنه و من هم وسط کار ترجمه بودم و اصلا نمیخواستم تمرکزم را از دست بدم. بنابراین جوابهای کوتاه و عمومی می دادم (مثل آهان و درسته و ای بابا!) که بتونم کارم را ادامه بدم. بعد از چند دقیقه و چند موضوع مختلف به من گفت: " مامان (کاما) حالت خوبه؟" بهش نگاه کردم. چشمهای خوشگل و براق و مهربونش به من نگاه می کردند و یک گرهء کوچولو مثل یک اخم ملایم ابروهاشو به هم وصل کرده بودن. گفتم:" خوبم. خوب خوب." گرهه آب شد. حرفاشو ادامه داد. این بار دیگه واقعا گوش می کردم. گفت: "من یه چیزی راجع به خودم تازگیها فهمیدم. فهمیده ام که من نسبت به شرایط زندگیم همیشه فقط عکس العمل نشون میدم. یعنی صبر می کنم تا اتفاقات بیفتن (کاما) اونوقت یه کاری می کنم. بعضی وقتها این کار را هنرمندانه انجام میدم! بعضی وقتها خیلی خرابکاری می کنم. از خرابکاری خسته شده ام. می خوام یک کمی فکر کنم و خودمو عوض کنم." گفتم: "خوب اگه صورت مسئله رو بدونی نصف راهو رفتی! اگه راه حلو بدونی سه چهارم راهو رفتی. میمونه یک چهارم. به راه حل نزدیک تر از اونی هستی که فکر میکنی." سرشو تکون داد و رفت. وقتی جوابشو دادم دیگه حرفی با هام نداشت! من وپسرم و کامپیوترم و میز نهارخوری و لیوان چایی—حتی بدون کاما هم روز خیلی خیلی خوبیه. دوشنبهء خوبی داشته باشین.

43 comments:

jeerjeerak said...

hahaha:))) i didn't get it the first time i read the post. i was like "who is Kama?, does his son call her Kama? why Kama?" !!!
i went back and read the post again, and there, the light bulb moment!

you don't intend to switch to farsi, do you? i liked your english writing very much:(

Nazy said...

Hee, Salam Jeer Jan! You are so funny!

Na baba. I was just "jav-gir," so I thought I'd try it! I love writing in English. I'm writing the Mofid piece in Farsi, so I thought I'd show off a bit!

I hope you are having a brilliant day!

لوا said...

شما از روز تعطیلتون لذت ببرید که بنده در مدرسه در حال درس خوندنم و ساعت یک یه امتحان وحشتناک دارم.
برای کاما شیفت و یو رو امتحان کن
ِیا شیفت و تی الان یادم نیست. فرق دارن بعضی جاها با هم

دستت میاد حروف. تمام صبح بهت فکر می کردم. کاوی هم هر دفعه از دفعه قبل ماهتر میشه.
من برم درس بخونم. بوس

Nazy said...

Salam Leva Jan:

Haha, thanks so much for helping me last night (in more ways than one, wink, wink).

I hope you do well on your test and thanks for the tip. Call me later to chat. Be good.

! said...

ای بابا تا اومدم بجنبم و گزیرش بنویسم دیدم شدم نفر چهارم!!!
راستی سلام به همه بلاخص نازی عزیزم
من خیلی تبریک می گم و کلی هم ذوق کردم از بابت پست فارسی
هر چند جیرجیرک هم راست میگه و من باهاش موافقم
آخه نازی جونم وبلاگ تو خیلی خواننده غیر مسلط به زبان فارسی داره و چون از اول این وبلاگ اینگلیش بوده پس من فکر می کنم باید یه حقی برای اونها قائل بشی ...
فعلا
خوش بگذره

قلب خوشبخت said...

نازی عزیزم
مبارک باشه نرم افزارو اولین پست فارسیت!
راستی اون گل های فوق العاده زیبا طبیعی هستند ؟ خانوم خوش سلیقه می بوسمت

لیلا said...

اول که صفحه رو باز کردم فکر کردم اشتباه اومدم بعد دیدم که فقط کلمات امروز به جای انگلیسی فارسین. خوب شاید چون با این زبان آشناترم، کلمات رو رادلنشین‌تر می‌بینم. ولی بگم که شما به هر دو زبون خوب می‌نویسید. حالا قراره دیگه فارسی بنویسید؟ یا دو زبونه ادامه میدید؟

Babak said...

It is a little bit confusing for me since I use the blogs' language to leave comments. Now, I don't know I have to leave comment in Persian or in English!
I don't know whether I like your "English" posts because I am accustomed to them (habit) or because I like your writings in English or may be both!
Anyway, it was exciting reading your blog in Persian. What if you continue writing in two blogs, Persian and English?

Nazy said...

Salam Farsad Jan:

Thanks so much for coming to visit! I don't think I will change the language to Farsi, though this one post was fun to write if for nothing else, for the surprise element for my readers! You are right. I do have readers who can't read Farsi, and I have been very clear about why I write in English, anyway. I write in English to share the experiences of ordinary Iranians (myself) and extraordinary Iranians (Iranian artists, scientists, and writers) with others who know less about these subjects.

There are many wonderful Farsi blogs, some of whom belong to my dear readers. Everyone can go and read them and enjoy and learn something. I think there are fewer English blogs where Iranians write in a language that can be shared with the rest of the world. That has always been my mission and I don't want to change it now.

It was fun trying it, though! It was also nice chatting with you today. Be good and take care Uni-Far Jan.

Nazy said...

Salam Khanoomi Jan:

Hee Hee, I just love the reaction! Yes, this was a sheitoon thing to do for me. I'll go back to English next post.

Yes, the flowers are real. This photo was taken on New Year's Eve, so it's not new. Things look exactly the same way today, though! This is what I call "my corner" of the house, where I do my work and keep watch over the happenings around the house.

You probably know that I live with my two sons and now their friend, Iden, who is staying with us this semester. These guys have 10 other friends, exactly the same age, and all looking the same! They come and go as they please, feeling comfortable in my house, I suppose. I swear there have been times when my sons were nowhere in sight and their friends were sitting on the couch, watching TV!

They all know that they can go help themselves to anything in the refrigerator and around the kitchen (if they can find something, because if I don't have time to do the regular shopping, food becomes scarce in my house quickly)!

So I sit here, and chat with those guys about all kinds of things. Today I showed Iden and Ardavan a videoclip of a Hichkas song. Do you know who he is? He is an Iranian underground rapper, with some very haunting music.

Anyhow, it was a fun try, but I'll go back to English next post. Thanks for coming to visit Saeedeh Jan.

Nazy said...

Salam Leila Jan:

As I said, it was just a naughty thing to do to see how everyone reacted?!

I think I will stick to English and my occasional Farsi poems! Hope you are having a brilliant day my friend!

Nazy said...

Salam Babak Jan:

I'm glad I surprised you! Keeping two blogs is a very hard thing to do, especially as I like to write daily. I think I will stick to English for now. It is fun to be able to write Farsi after a long time and I couldn't contain my joy, hence today's silly post!

Be good and happy and don't forget you promised to come and visit soon.

bijan said...

Kama Koo? Where are ALL the letters?
I wanted to help a friend and asked around and learned how to set it up in Windows. I waited till the Persian KB overlay letters arrived (purcahsed on ebay) and stuck them to each key, I started with "B"... "I"... "J", "A" ... (in Farsi fonts) and gave up. I'm so slow that it's not worth my time (an I realized how bad and embarrasing it is...)
I told my friend here is how you do it and you're on your own.

I even suggested he should perhaps look into purchasing a English to Persian translation software. That would be easier:)

مانا said...

سلام.پست فارسی ت خیلی چسبید.مثل همون فنجون چایی داغ بود توی یک صبج
سرد.مبارکه

Anonymous said...

امروز ایمان آوردم که فارسی شکر است
بسیار لذت بخش بود
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
موفق باشید

after50s
50+

بایرامعلی said...

بابا اینکاره. بابافارسی.الاای نویسنده تارنوشت پارسی!! الا ای نازی بای لنگویج!! اولش فکر کردم اشتباهی اومدم
ماشالله فارسی رو هم خوب مینویسد که هی به مامیگفتید فارسی یادم رفته

Anonymous said...

کامیه

از دیدن تو امروز
کس نیست چو من سرخوش
خوشحالم و خوشکاما

پرسی که کجاست کاما؟
شیفت و تی بود با هم
خوشحالم و خوشکاما

از غیر،چو بر گشتی
گفتی که پر از ذوقم
خوشحالم و خوشکاما

آمد ز برت این قند
پر شهد و شکر پاره
خوشحالم و خوشکاما

خون در رگ این فرهنگ
جاری شد از آن خامه
خوشحالم و خوشکاما

این گفت همان خسرو
کو باغ گلسرخ ست
خوشحالم و خوشکاما

مسعود

Noonoosh said...

it is good , for a change , to write in farsi , have a great Tuesday ..I was a bit late !!!

نیلوفر said...

یک چیز جالب...وقتی شروع کردم به خوندن ٬ نفهمیدم که زبون ایجا تغییر کرده...تا اینکه خودتون اشاره کردین
:-/
یه وقتایی خنگ بازی های من حد نداره
:-)
برای کاما هم شیفت + دو یا سه
من فرق دو با سه رو نمیدونم

fari said...

salam nazy
halet chetore
parsi nevashtanat ham mobarak mitooni postato be2 zaban ham benevisi
oon vaght 2 bar mikhoonismesh

Shahed said...

Salam,
Khubid? emrooz injaro peida kardam , yade roozayee oftadam ke ba shuma kar mikardim yadesh be khier
neveshtehatun kheili ghashange

koochike shuma
Shahed (from iritco)

نیما said...

سلام مدتی بود که یا صفحه کامنت های شما باز نمی شد(کاما!) یا من حوصله کامنت گذاشتن نداشتم (کاما!!) یا...
همه ی پست های قبلی را خواندم و لذت بردم. ممنون...راستی من یک جواب به شما بدهکارم در مورد عکس های بلاگم که رشت برفی را نشان می داد.عکاس را نی مشناسم ولی می توانید از آن ها استفاده کنید چون به اشتراک گذاشته شده بودند...

Anonymous said...

سلاممممممم
ای ول ای ول
اییییییییییی ول
چه خوب نوشتی
چشم ما روشنننننننننننن
کلیییییییییی ذوق کردم از این قند پارسی
و خیلی از کامنت بایرامعلی خندیدم
مسعوووووووود هم نوشته همه به وجد آمدندددددد
مرسی نازی جونم

مرضیه

! said...

:)
for me that is full of fun too ...
tnx

آدم گلابی said...

wow! Farsi font! thats a fun change although I love your English writing style. And I LOVED LOVED LOVED the feeling in your conversation with your son you brought all that love all into your writing too
khub bashi hamishe Nazi jun

Shideh said...

font e farsi mobarak, Nazy joon.

interesting answer to your son's question.

What is more complete than the setting you described? you with your son, a table, a lap top, and a cop of tea.

Shideh said...

I meant a cup of tea :)

ا. ش. said...

قلم فارسی ات مبارک نازی عزیز!ء

Nazy said...

Salam Bijan Jan:

Hee Hee, giving up did occur to me more than once! Too bad I couldn't this time, as I am translating my dancer piece and I had a publishing deadline to meet!

I am a fast typist both in Farsi and in English. The problem is that some keys have been moved around and I can't find them anymore! The other problem is in the formatting. For example, if I went to add an English word to my Farsi text, or if I tried to hyperlink a word in my document, all the formatting would shift and ruin my document!

Alas, I have managed to finish the piece, I think. It needs to be edited by somebody who knows the software and the keyboard a lot better than me. I am keeping my fingers crossed that before it is published, it will be visited by such an editor, or I'll be very sad.

Thanks for sharing your experience. I will let you guys know when the piece is published. Take care and come back again soon.

Nazy said...

Salam Mana Jan:

I am so glad you approve! I'll see what I can do about getting some Farsi posts in occasionally.

I have missed you so much my friend. My life has been so chaotic recently. I will come to visit you first chance I get. Kisses to you and Shaya and regards to Manoochehr Khan.

Nazy said...

سلام بعد از 50 جان:

خیلی خوشحالم که دوباره تشریف آوردید. من فارسی ام بد نیست اما قبلا نرم افزار نداشتم که فارسی بنویسم. از این به بعد کامنت هایی را که برای شما می گذارم فارسی خواهند بود. البته نمی توانم قول بدهم که چیزهایی که می نویسم بهتر بشوند (چون نرم افزار گیر آورده ام، اما متاسفانه نتوانسته ام ذهنم را خیلی بهتر از قبل بکنم!). اما حتما فارسی خواهم نوشت. درست است. فارسی شکر است. شاد و سربلند باشید بعد از 50 جان.

Nazy said...

سلام بر جناب آقای بایرامعلی:

به به! از دیدن شما در کلبة سبزم بسیار شاد و خوشنود شدم! حالا شما هم ما را دست بیاندازید، بلا مانع است. به قول شاعر هرچه از دوست می رسد نیکوست. از این که در راستای "آبگوشت" خدمت خواهم رسید مسرور و دلشادم. لطفا فقط آبش را زیاد نکنید، به محتویات دیگرش هم بپردازید، ضمنا سر سوزنی از اینکه در آن دنبه بیاندازید ترس به خودتان راه ندهید، چرا که سالی یک بار آبگوشت خوردن با دنبه هم که باشد فکر نمی کنم آسیب زیادی به چیزی بزند!

شاد و سربلند باشید بایلینگوال جان. خدمت میرسم. سایة عالی مستدام.

Nazy said...

مسعود عزیزم:

دوست من جای شما خیلی خیلی خالی بود. متاسفم که شما هم به عدم دسترسی به کامنتدانی من مبتلا شده اید. واقعا این چه بلای بی موقعی است که دامن وبلاگ مرا گرفته!

از شعر بسیار زیبایت خیلی خیلی محظوظ و ممنونم! واقعا که خیلی با نمک و عالی بود. مثل اینکه دوستان دیگر را هم به وجد آورده باشد!

خوشحالم که از عکس اسکلة اهواز خوشتان آمد. من از اهواز خاطرات بسیار شیرینی دارم بالاخص از مردمان نازنین و خونگرمش.

شاد و سر حال و سلامت باش مسعود جان. با تشکر از همة مهرت.

راستی ندا کجاست؟ چرا دیگر نمی آید؟

Nazy said...

Salam Bar Noonoosh!

Greetings and welcome to my blogs! A new reader/commenter is always welcome and well-received in my home. Thank you for taking the trouble to write a note for me. I came to visit your blogs for a short period of time. It looks interesting and I'm sure as soon as I have a bit of time, I will spend more time getting to know you there. In the meantime, if you come back and feel comfortable, share something about yourself with my other readers so that we can all get to know you better.

Have a fabulous day Noonoosh Jan and thanks again for coming by.

Nazy said...

Salam Niloofar Jan:

That was really funny! You are not "kheng," my friend! This just means that when my heart writes and your heart reads, language becomes moot and meaningless, just a vehicle of the heart!

Thanks for the tip, too. You're the best!

Nazy said...

Fari, Fari, where have you been? Salam! I missed you my friend. Thank you so much for coming to visit. I will try to write in Farsi sometimes, now, though I keep my blogs in English for specific reasons.

Please come back again soon and my best to your family, my sensitive wonderful young friend.

Nazy said...

OH MY GOD, SHAHED!

I cannot believe you came to visit me! Did Q set you up to come and surprise me, that devil?!

I cannot tell you how happy I am to see you here! Of course I know which Shahed you are, the genius engineer with an answer to all my questions! I miss you so very much my friend. We had the best of times working together, and my heart is full of the beautiful memories we all made together.

Are you good? Are you happy? Did you get married? Details, details, please! I am in touch with several of our old colleagues and some of them chat with me on yahoo whenever the opportunity arises. Q tells me that Alireza comes to read me, too, though if he does, he never makes a peep! I miss you all so much and can't wait for a chance to come to Tehran and come and visit you all, sitting around doing nothing but telling jokes and shooting the breeze.

Salam-e mano be hameh beresoon va az khodet movazebat kon. You are very very dear to me my gifted and kind friend.

Nazy said...

سلام بر نیمای با نمک (کاما)!

خوشحالم که تونستی بیایی و برای من از خودت نشانه بگذاری. من عاشق وبلاگ تو هستم با آنهمه عشق به گیلان و آنهمه شعر و موسیقی گیلان. عکسهایت هم همیشه زیبا و خوش سلیقه هستند. خوشحالم آمدی و خواهش می کنم که بازهم بیایی دوست من.

Nazy said...

سلام بر مرضیة عزیزم:

ها ها! سورپریز شدی، ها؟ بالاخره من هم هر از گاهی باید یک کاری بکنم که شما را از چرت در بیارم! هی هی. خیلی با خودم خندیدم از این شوخی که با خواننده هام کردم! شاید باز هم فارسی نوشتم، اما بدیش این است که کسانی که نمیتوانند فارسی بخوانند از دستم عصبانی میشوند. خیلی از بچه هایی که اینجا بزرگ شده اند نمیتوانند بدون کمک ضمه و کسره و فتحه فارسی را بخوانند یا اصلا بخوانند. باید تدبیری اندیشید. نگهداشتن دو وبلاگ هم برای من سخت است چون وقت ندارم که حق هر دو را ادا کنم. حالا ببینیم چیکار می کنم.

شاد و سربلند باش مرضیة با وفا.

Nazy said...

فرشاد جان: خیلی برای من عزیزی!

Nazy said...

Salam Goabi Jan:

If only you knew what fun times await you and Bardia together in the years to come, you would want to fast-forward life to get to the good parts! When our children grow into adults, they become our friends, and talking with them becomes a truly pleasurable pastime. Having said that, I know you enjoy your sweet new days with your newborn baby. These times are also very special when both of you adjust to a world which would have the other in the center of its universe for several years to come. Your home is blessed these days. Enjoy!

Nazy said...

Salam Shideh Jan:

Hee Hee, I have had to endure my son's teen-age years to get to this point, and so I enjoy these days as much as I can! Though truth be told, when the side of him that wasn't controlled by hormones talked to me, even during his teen-age years he was a sweet companion, full of his own brand of wisdome and awe.

Yes, life is perfect when all that we need is within our reach. Thank you for your kind observation. I am sorry it has taken me several days to reply to comments. I'll try and stay on top of it now. Be good and my best to Shawhin. Please come have lunch with me soon.

Nazy said...

سلام بر الف. شین عزیزم:

چه سورپریز خوبی بود شنیدن از شما! اگر می دانستم با فارسی نوشتن شما را سر ذوق می آورم که به من سری بزنید، حتما زودتر این کار را می کردم! از شوخی گذشته، لطف شما همیشه شامل حال من شده و میشود.

از یادداشت مهربانی که روی قطعة مفید هم گذاشتید ممنونم. من هم به بعد کیهانی سر زدم و از شعر های بسیار زیبای جدید شما محظوظ شدم. متاسفانه با گرفتاری های متعدد امکان گذاشتن گزیرش نبود. انشاءالله وقتی دو تا تعهد فعلی ام را روانه کنم، دوباره به روال قبلی خودم باز می گردم و به دوستان مرتبا سر میزنم و نشانه می گذارم.

شاد و سربلند باشید الف شین استثنایی.

پی نوشت: راستی متوجه شدید که امروز سرندیپ بعد از چند ماه برگشته؟ حالا می روم و در همان پست پاسخش را میدهم. از دیدن او مثل دیدن یک دوست قدیمی خوشحال شده ام! و این است ماهیت این دوستی های ذهنی و قلبی که در دنیای مجازی شکل می گیرد اما احساسش بسیار واقعی است.